ختنه داداشی
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 19:42
دیروز داداش محمد تشریف بردند بیمارستان الغدیر و تحت عمل جراحی قرار گرفتند. خیلی آقا محمد آقایی کرد و اصلا سر و صدا و اذیت نکرد و خوشبختانه این دغدغه ما هم به خیر گذشت. فعلا چون بابای بچه ها عزادار عموی عزیزش است فعلا قصد نداریم جشنی بگیریم تا بعد که از عزا دربیائیم.
دندان داداش محمد
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 19:42
ثنا خانم و محیا خانم که بعد از دو سال زندگی در ایران تقریبا کلا زبان عربی و انگلیسی را فراموش کرده بودند حالا دارند از فرصت تعطیلات تابستانی استفاده میکنند که با کمک اموزشگاه زبان، کمی زبان انگلیسی بر
بعد از چند ماه دوری بچه ها از بابا ( و برعکس)
-
تاریخ: 1397/11/19 ساعت: 19:42
بابای بچه ها چند روزی است که آمده ایران البته دست از پا درازتر و دوباره فردا قرار است که برگرده کویت و باز بگرده دنبال کار. در این مدت که یادداشت جدیدی نگذاشته بودیم بیشترین تغییرات مال محمد آقا بوده!
محیا هم راه افتاد
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
تقریبا یک ماهی میشود که محیا سعی میکند روی دو پا راه برود. تقریبا از هفته پیش میتونست عرض اتاق را بدون افتادن راه برود و این هفته هم موفق شده به اندازه طول اتاق هم راهپیمایی بکنه. ثنا خانوم هم روز به روز شیرین تر میشود ولی چون هنوز مدرسه ثبت نام نکردیم ایشون رو، طبعا پیشرفت خاصی هم نداشته که مطرح کن...
امان از دست محیا
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
امروز قرار بود که مهمان داشته باشیم و ثنا خانوم حسابی خانم شده بود و وظیفه جاروبرقی کردن خونه را به عهده گرفت و خوب هم انجام داد. ثنا خیلی خانوم شده ولی همچنان هنوز شیطنتهای بچه گانه دارد. بعد از رفتن مهمانها هم حسابی گریه زاری کرد و ... اما امان از دست محیا، این روزها قشنگ راه میرود اگرچه همچنان زی...
نخود آدم را قوی میکند
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
نخود آدم را قوی میکند امروز میخواهیم یک مطلب آموزشی بنویسیم.از اونجا که ثنا خانم واسه خوردن خوراکی های مفید یک کمی ناز دارند، بهشون گفتیم که هویج چشم آدم رو پر نور میکنه ... نتیجه اینکه هویج میخوره!عدس هم چشم را قوی میکند ... نتیجه ... خوردن عدسپرتقال آدم را بزرگ میکند .. نتیجه ... خوردن آب پرتقالو ...
عموی حرف گوش کن
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
بعد از مدتها که ثنا از عموش سراغ زنعمو را میگرفت! بلاخره این عمو کوچیکه حرف گوش کرد و امروز به بعضی ها شیرینی داد ما که شیرینی نخوردیم ولی از بابای ثنا میگیریم. و اما یک کم راجع به عشق و عشقک بنویسیم. محیا خانوم این روزها وروجکی شده است آنچنانی! با یک حرکت خودش رو میرسونه رو مبل! ضمنا گلاب به رویتان...
باز هم مدرسه
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
چند روز است که مدرسه ثنا خانوم شروع شده است. البته این بار بطور رسمی و در مدرسه پاکستانی. اینجا مدارس خصوصی زیادی هست که زبان اصلی در آنها انگلیسی است و مدرسه پاکستانی ها هم یکی از این مدارس است. به این امید ثنا را اینجا ثبت نام کردیم که تو یادگیری زبان خارجی موفق تر باشد. محیا هم از دفعه قبل که این...
اگر دزد هست خدا هم هست
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
ثنا خانوم معمولا وقتی شروع به حرف زدن میکنه دیگه تخته گاز میره و از شیر مرغ تا جون آدمیزاد، تخیلات و توقعات و کشفیات و ... خلاصه راجع به همه چیز نطق میکنه. امروز صبح هم که داشت باباشو نصیحت میکرد حرف جالبی زد که یه کم بزرگتر از قد و قواره خودش بود:" اگر دزد هست خدا هم هست "یعنی چی؟" یعنی پشیمون نباش...
خدا را شکر
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
چند روز است که مدرسه ثنا تعطیل شده و تقریبا تا ده روز دیگه هم تعطیلات میان ترمشون رو خونه هستند. خودش کیف میکنه ولی بیچاره ما! نه اینکه خیلی شیطون باشه ولی به هر حال باید همبازی ایشون بشیم .. کلِّ روز! و اما چیزی که ما رو کشوند اینجا واسه نوشتن مطلب جدید، اتفاقی بود که دیروز برای محیا افتاد! دیروز م...
ثنا بی دندان
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
یک هفته ای میشود که میخواهیم موضوع بی دندانی ثنا را ثبت کنیم ولی امان از تنبلی!تقریبا یک هفته پیش ثنا گفت که دندونش شل شده و میخواهد بیافتد و از ما خواست که کمک کنیم و دندانش را بکشیم! ما هم گفتیم که عجله نکن خودش می افته! "پس من فردا مدرسه نمیرم"مگه کسی بابت دندون شل مدرسه نمیره"آخه اگه تو مدرسه دن...
یک نماز دیگر
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
از تاریخی که آخرین بار مطلبی نوشتیم خیلی میگزرد و بچه ها خیلی بزرگ شده اند و خیلی اتفاقات متعدد ... مهمترینش شاید برگشت ما به ایران باشد ولی دلیل این نوشته، ثبت خاطره خاصی است مربوط به ثنا. ثنا و محیا بعد از برگشت به تهران به لطف حضور در مکتب قرآن که نزدیک خانه مان است خیلی در امر نماز و قرآن پیشرفت...
محیا باز به مدرسه میرود!
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 0:58
چند روز پیش بعد از مدتها دوری از این سایت، خیلی اتفاقی داشیم با بچه ها خاطرات گذشته را اینجا مرور میکردیم، ما که خیلی لذت بردیم به نظر میرسید برای بچه ها هم خیلی جالب بود. امروز چهارشنبه بیست و نهم شهریور به جای یکم مهر، اولین روز برای کلاس اولی ها منجمله محیا خانوم بود. و محیا خیلی دوست داشت که این...